زنـدگــی انـگــار
تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه مـن !!
هـرچــه مـن صـبــوری میکـنـم او بــا بـی صـبـری ِ تـمــام
هـول میزنــد
بـــرای ضـربــه بـعــد .... !
کـمـی خـسـتــگـی در کــن ، لـعـنـتـــی ...
خـیــالـت راحـت !!....
متن عاشقانه,عکس عاشقانه,عکس ومتن عاشقانه,عشق,عاشقی,غمگین,متن غمگین,متن دلگیر,عکس غمگین,دلنوشته,دلنوشته های غمگین,دل نوشته های دلگیر,دلنوشته های عاشق,نوشته های ادبی,,
صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ
زنـدگــی انـگــار
تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه مـن !!
هـرچــه مـن صـبــوری میکـنـم او بــا بـی صـبـری ِ تـمــام
هـول میزنــد
بـــرای ضـربــه بـعــد .... !
کـمـی خـسـتــگـی در کــن ، لـعـنـتـــی ...
خـیــالـت راحـت !!....
کاش دنیا
با همه ی خاطره هایش... بـــــــــمیرد!
تا من
تا تو
به تکرار هر روز را خط خطی نکنیم
و با جرات
در هر سپیده دم، بگوییم:
نقطه.
سر خط!
تـــــو نـــــیستی...
امـــــا مـــــن بـــــرایت چـــــای مـــــیریزم!
دیـــــروز هـــــم کـــــه نـــــبودی بـــــرایت بـــــلیط ســـــینما گـــــرفتم!
دوســـــت داری بـــــخند!
دوســـــت داری گـــــریه کن،
و یـــــا دوســـــت داری مـــــثل آیــــــینه مـــــبهوت باش!
مـــــبهوت مـــــن و دنـــــیای کـــــوچکم!
دیـــــگر چـــــه فــــــرقی مـــــیکند،
بـــــاشی یـــــا نــــــباشی!
مـــــن بـــــا تــــــو زنـــــدگی مـــــیکنم!
مــטּ تــنــهــا کـــمــﮯ مــتــفــاوتــمـ ....
وقــتــﮯ تـــمـــام בرבهـــاﮮ בنــــیـــا
روﮮ شــانـــﮧهـــاﮮ בפֿـــتـــَرانــﮧ ام کــوه مــﮯ شــود
و مــטּ بــﮧ پـــهــنـــآﮮ تمـــام کــــــوه پـــایــــﮧ هـــا
لـــبــפֿــنــב مـــﮯ زنــــم....
ســــ ـــ ـــخت است...
سخت است درک کردن
دخــــ ـــــتری که غــ ـــم هایـــــ ـش را
خودش میـــ ــداند و دلش ...
که همه تنـــ ـــــ ـــــها لبــــخـــندهایش را میبینند ؛
که حســــ ــــــ ـــــرت میـــــخورند
بـــخاطر شاد بودنــــ ــــ ـــش ...
بخاطر خنده هایـــــــ ــــــــ ــــش ...
... و هیــــــ ـــــــــ ــــــچکس
جز همان دختـــــ ـــــر نمیــ ـــداند چقدر تنهاســ ـــــت ...
که چقدر میـــــــــ ـــــــ ـــــترسد ...
از باخـــــــــ ــــــــتن ...
از اعتــــ ــــــ ــــــمادِ بی حاصلش ...
از یــــــ ـــــــــ ــــــخ زدن احساس و قلبــــــ ـــــــ ــــش ...
از زندگــــــ ـــــــــــ ــــــی
...
چـه کــار بــه حـرفـ ــــ مـردم دارم
زنـدگــی مـن همیــن استــ ــــ ...
شبـ ـــ کـه می شـود
روی تــختم دراز میــــــکشمـــ ...
عـاشقـانه ای مـی نـویســـم ...
خیـــره مـی شــوم بـه عکســتــ ـــــ
و بـا خـودم فکـر مـی کنـــم
مگــر مـی شــود تــو را دوستــ ـــ نـداشـتــ ـــــ ...!!
تــَمآم هوآ رآ بو مـے کشم
چشم مـےدوزم
زل مـے زنم…
انگشتم رآ بر لبآטּ زمیـטּ مے گذآرم:
” هــــیس…
!مـے خوآهم رد نفس هآیش بـﮧ گوش برسد…!”
امآ…!
گوشم درد مـےگیرد از ایـטּ همـﮧ بـے صدآیـے
دل تنگـے هآیم را مچالـﮧ مـے کنم و
پرت مـے کنم سمت آسمآטּ!
دلوآپس تو مـے شوم کـﮧ کجآے قصـﮧ مآטּ سکوت کرده ایـے
کـﮧ تو رآ نمـے شنوم...
این روزهـا...
ته فنجـــانهــ ـــا ...
دنبال کمی صداقت میگردم
کیکهای نیم خورده را زیرو رو میکنم
شاید کمی مهــ ـربانی درش مانده باشد!
این روزها
شمعها هم...
نـــ ـــــور ندارند!
و مــ ــــــن تنهــ ــا...
روی آخرین صندلیه کافه...
میان دود سیگارم غرق میشوم...
غرق آرامشـــ ـــــــی که نیــست!!
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...
گاهی دلگیری...شاید از خودت.
این روزها
بیشتر از هر زمانی
دوست دارم خودم باشم !!
دیگر نه حرص بدست آوردن را دارم
و نه هراس از دست دادن را .....
هرکس مرا میخواهد بخاطر خودم بخواهد
دلم هوای خودم را کرده است ...
همین...
چشمهایت را ببند ،
در دلت با خدا سخن بگو ،
به همان زبان ساده ی خودت سخن بگو ؛
هرچه میخواهی بگو ، او میشنود ...
شاید بخواهی تورا ببخشد ،
یا آرزویی داری ،
شاید دعایی برای یک عزیز و یا شکرش ،
بگو میشنود . . .
این لحظه ی زیبا را برای خودت تکرار کن ؛
پرواز دلت را حس خواهی کرد ...
می خندم!
دیگر تب هم ندارم
داغ هم نیستم
دیگر به یاد تو هم نیستم
سرد شده ام
سرد سرد
نمی دانم
شاید…
شاید دق کرده ام!
کسی چه می داند…
بی حسم کردی.... نسبت به تمام حس های دنیا...!
بعضى اتفاق هاى خوب
اونقدر دیر مى افتن
كه باید رو به آسمون كرد
و گفت : وقتش گذشت
مال خودت...!
صدای ما رو
از پشت شیشه ی مانیتور می شنوید...
مانیتوری که الان ، خیلیا پشتش بغض دارن
مانیتوری که الان ، خیلیا دستشون
زیر چونشونه
در ضمن ،
پشت همین مانیتور هم خیلیا دلشون گرفته....
بی خیال تمام هیاهوی اطراف
بر ساحل زندگی قدم می زنم
بی خیال فکر تو
دنیای خود را نقاشی می کنم
بی خیال تمام آنچه باید باشد
نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم
بی خیال همه رفت ها
به داشته های خود دل می بندم
اما
بگذار قدم بزنم...
قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی
این روزها...
غروب عشق برای من
حیات دوباره خورشید
در آنسوی آسمان بودن ها؛ بر ساحل زندگیست!
نسیم دریا بر لبانم می نشیند
با خود می اندیشم
گویا
عشق در همین حوالی ست...
و باز می گویم
شاید
تا غروب عشق
نیمروزی باقی ست...
مـــــــن…!
مرا که میشنـاسی؟! خودمم
کسی شبیه هیچکس!
کمی که لابه لای نوشته هایم بگردی پیدایم میکنی
مهربان، صبور، کمی هم بهانه گیر
اگر نوشته هایم را بیابی ، منم همان حوالی ام!!
خاطـــــــــــرات بی هــــــــوا می آیند
گاهی وســـــــــط یک فــــــــــکر…
گاهی وسط خــــــــــیابان!!!
ســـــــــــردت میکنند؛ داغـــــــــت میکنند خاطـــــــــرات تمـــــــــام نمیشوند…
تمامـــــــــت میکنند
هیـــسـ
این بازی عادلانه نیستـــ …..
این زندگی همه اش مار بــود
پلّه هایش کجـــــاستـــ…؟؟؟
به نام کلام دروغین عشق
چند وقتی بود که میخواستم برای تو درد این قلبی را که شکستی و رفتی بنویسم
اما تا میخواستم بنویسم قطره های اشکم بر روی کاغذ میریخت
و نمی توانستم آنچه را که میخواهم بر روی صفحه کاغذ
خیس بنویسم.حالا دیگر یک قطره اشک نیز در چشمانم نمانده و
همان قلب شکسته ام تنها یادگار از عشقت به جا مانده
قلبی که یک عالمه درد دارد ، دردی که مدتهاست دامنگیرش شده است.
از آن لحظه ای که رفتی در غم عشقت سوختم و با لحظه های تنهایی ساختم.
نمی توانستم از او که مدتها همدل و همزبانم بود جدا شوم ،
اما تو رفتی و تنها یک قلب شکسته سهم من از این بازی عشق بود
یک بازی تلخ که ای کاش آغاز نمیکردم تا اینگونه در غم پایانش بنشینم
تو که میخواستی روزی رهایم کنی و چشمان بی گناهم را خیس کنی
دختری دلش شکست
رفت و هرچه پنجره
رو به نور بود بست
رفت و هرچه داشتچ
یعنی آن دل شکسته را
توی کیسه ی زباله ریخت
پشت در گذاشت
صبح روز بعد
رفتگر
لای خاکروبه ها یک دل شکسته دید
ناگهان
توی سینه اش پرنده ای تپید
چیزی از کنار چشم های خسته اش
قطره قطره بی صدا چکید
رفتگر برای کفتر دلش
آب و دانه برد
رفت و تکه های آن دل شکسته را به
خانه برد
سال ها ست
توی این محله با طلوع آفتاب
پشت هر دری
یک گل شقایق است
چون که مرد رفتگر
سال ها ست
عاشق است
عرفان نظرآهاری
از کتاب چای با طعم خدا
دلم تنگ است ....
بیمارم...
بیمار ندیدنت ...نبوییدنت ....
تو از حال و روز من چه می دانی آخر ...
چه خبر داری چه بر سر دلم آمده ....
منم و من ....و مانده در این همه مصیبت و بلا....
تنها تو چشم نپوشیده ای از من ....
که او هم کنارم زده ...
نه ....کنار نزده ...ولی نظر لطفش کم شده ...
البته حق دارد ...سر تو پل های بودن او را شکستم ...
حالا من درمانده به که ..به کجا پناه ببرم...
همه چیز خنده دار بود….
داشتن تو…!
♥بگذاراعترافکنمکهبدجوردلمبرایتتنگشده♥
♥فکرنکنبیوفاهستم،دلمازسنگنشده…♥
♥اعترافمیکنماینکدرحسرتروزهایشیرینباتوبودنم♥
♥باورنمیکنماینکبیتوام♥
♥کاشمیشددوبارهبیاییویکلحظهدستهایمرابگیری♥
♥کاشمیشددوبارهبیاییولحظهایمراببینی♥
♥تادوبارهبهچشمهایتخیرهشوم،♥
♥تابرهمهغموغصههایبیتوبودنچیرهشوم♥
♥کاشمیشددوبارهبیاییولحظهاینگاهتکنم،♥
♥ باچشمهایمنازتکنم♥
♥درحسرتچشمهایتهستم♥
♥،چشمهاییکههمیشهبادیدنشدنیایمعاشقانهمیشد♥
♥بگذاراعترافکنمکهبدجوردلمهوایتراکرده♥
♥درحسرتگرمیدستهایت،♥
♥تاکیبایدخیرهشومبهعکسهایت،♥
♥ هنوزهمعاشقم،عاشقآنبهانههایت…♥
♥کاشبودیوبهبهانههایتنیزراضیبودم،♥
♥ کاشبودیومندیگرازسردینگاهتشاکینبودم♥
♥هرچهخواستمازتوبگذرمازهمهچیزگذشتمجزتو،♥
♥ هرچهخواستمفراموشتکنمهمهرافراموشکردمجزتو،♥
♥هرچهخواستمبهخودمبگویمهیچگاهندیدمتورا،♥
♥ چشمهایمرابستموبازهمدیدمتورا،♥
♥هرچهخواستمدلمراآرامکنم،♥
♥ آرامنشددلموبیشتربهانهتوراگرفت،هرچهخواستمبگویمبیخیال،♥
♥بیخیالتنشدموبهخیالتتاجاییکهفکرشهمنمیکنیرفتم…♥
♥میخواستمباتنهاییکناربیایم،دلمباتنهاییکنارنیامد ♥
♥ میخواستمدلمراراضیکنم، ♥
♥یادتوبازهمبهسراغمآمد،میخواستمازایندنیادلبکنم،♥
♥دلمبامنراهنیامد …♥
♥بگذاراعترافکنمکهدلمدرچهحالیست، ♥
♥بدجورازنبودنتشاکیست، ♥
♥هرجاهستیبرگردکهاصلاحالمخوبنیست….♥
من زنم.....وقتی خسته ام...
وقتی کلافه ام....وقتی دلتنگم
بشقاب ها را نمی شکنم...شیشه ها را نمی شکنم
غرورم را نمی شکنم....دلت را نمی شکنم
در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد
این بغض لعنتی است
بـَعضـوَפֿــتـآ بـآیـَـכ
تـَنهـآ بـآشـے تَنهـآـے ِ تَنهـآ ....
هـے آهَنـگــ گوشـ بــכے ، فِكــ ڪـُـنـے ،
هَمــہ چیـو بـریزـے تـُو פֿــوכتـــ ...
تـآ مـَرز ِ اِنفجـآر بـرـے ....
اونـوَפֿـتـ כر ِ اُتـآقـ ُ بـآز ڪـُـنے ُ بـآ هَمـوטּ
لـَبפـنכ مـَسפــَرــہـے هَمیشگـے
وـآنِــموכ ڪـُـنـے
ڪـہ هَمــہ چے פـوبــہ ..
تا حالا فكر كرديد چرا دخترا بهتون ميگن داداش؟
خوبه بعضي از پسرا بدونن كه چرا دخترا بهشون ميگن داداش:
ميگن داداش : يعني زياد بهم نزديك نشو
ميگن داداش : كه وقتي مزاحم پيدا كردن بتونن با كمك داداشي ردش
كنن
ميگن داداش : كه وقتي ناراحتن با يكي حرف بزنن
ميگن داداش : كه وقتي ميخان لج يكي رو در بيارن از داداش كمك
بگيرن
ميگن داداش : كه گاهي چيزايي رو كه نميدونن ازشون ياد بگيرن
ميگن داداش : يعني من نميخوام دوست پسر داشته باشم بي خيال من شو
ميگن داداش : كه هم باهات حرف بزنن و هم از هر پيشنهاد ناراحت
كننده اي در امان باشن
ميگن داداش : چون محبت داداش از دوست پسر بيشتره!
• כפֿــتـر بــ ـآش .. !
• פֿـــوכت بــ ـآش .. !
• بــگــذآر گــرگـــ هــ ـآــے شــهــر .. !
• هـــــر چـــﮧ مــــے פֿـوآهــنــכ بــــــگـــویــنــכ .. !
• بـــﮧ כنــیــ ـآ آمـــכه انــכ تــ ـآ زوزه بــڪــشــنــכ .. !
برایم ڪــَـف زدند . . . در آغوشـَـم گرفتند،
تایید و تشویقــَـم ڪردند .. ڪـہ آخــر فرامـــوشت ڪــردم
دیگر تا ابـد بر لـَـبانم لبخنـدے تــَـصنعـے مهمـاטּ است
اما بیــטּ ِ פֿـــودمـاטּ باشــد،
هنــوز تنهـــا دلـبـَـرڪــَـم تـــ
ــو هسـتــے
احتیـــــــ ـــ ــاط (!)
בر ایــטּ شهـــر لـاکـرבار
همـــﮧ کوچــه بــاغ هـــاے عـــاشقــے
بــــﮧ اتـــوبــاטּ تنهـــایــے وصـــل مــے شـونـــــــב !!!
توىِ "زنـــدگـيت"
جــزءِ اون دسته از اَفـــ ـــرادى باش که :
اگه يکي از پُشت چشماتو گرفت ،
فقط يه نفر تو ذهــــــــــــنت بياد ،
نه چــــــــــــند نـــــــــــــفر ....!
وقـتــے مــرا בر آغـــــوش مــے گـرفــت ؛
{ چشــــمـانــش } را مــے بســـت!
نمــے בانــــمـ از احســـاس زیــاבش بـــوב ؟!
یـــا خـــوב را בر آغـــــوش בیـگــرے تصـــور مــے کـرב ؟؟؟
مے בآنے . . .
مــלּ هنـوز همـ בر پـس
تمآمـ اتفـآق هآيے ڪـہ نيفتآבه انـد مے شـڪنمـ ...
چشمـ هآيت رآ ببـَنـב !
گـوش کـלּ!!!..
בخترڪـے בلش رآ بغـَل گرفتـہ
وَ زيـر آوار ٍ بغض هآے فـُرو ريختـہ اش ،
جـيغ مے ڪشـَב ...
مدتــ ـهآسـ ـ ـتــ ـ ....
تـَـنـــهـ ـآ چـیــــزیـ ــ کـ ـِـﮧ مـــَـ ــرآ ،
یـــ ــآد ِ تـ ــُو مـــی انـــدآزَد ...
طـَـــعنــﮧ هــآیِ دیــ ـگـ َــ رآن اسـتــ ــ !
شــآیـَـ ــد اگـَــر ایــ ـن " دیـــگـَــرآن " نـبــ×ــودنـــد ؛
دمش گرم...
باران را میگویم
به شانه ام زدوگفت خسته شدی
امروز را تو اتستراحت کن
من به جایت میبارم
بـــه تــآوآنــِ ـ کــُدآمــیــטּ جــُرم
تــَنــ ـم ســَنــ ـگــِـ بـَـلآ خــُوردِه؟
ســکــوتــَم حــرفــهــآ مــے زَد
چــنــیــטּ دَرمــטּ خــوشــے مــُـرده!
بــبــیــטּ اِے خــوبــ کــه دیـــروز مــטּ
کــُجــآ بــودَم،کــُجــآ هــســتــَم!
تــوکــه هــمـدَردِ مــטּ بـــ ـودے
بــبــیــטּ بــے تــوچــه شــکـســتــَم..
چــِه هــآ گــُفــتــَنــدو نــشــنــیــدَم
بـــدے کــَردنــدوبــخــشــیـــدَم
زِ تــیــغِ گــریــ ـه اَشــ ـکــم ریــخــتــ ـ
ولــ ـے بــآزهــم خــَ ـنــدیــدَم....
آغوش تو گناه نيست.....
من در آغوش تو آرامش يافته ام
كه هيچ گناهي با آرامش مانوس نيست
من در آغوش تو امنيت را احساس كرده ام
كه در هيچ گناهي امنيت محسوس نيست
من در آغوش تو تمام زيبايي را لمس كرده ام
كه در هيچ گناهي زيبايي ملموس نيست
پس امانم بده كه تا ابد در دل این زیبایی آرامش
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم ؟
شب از هجوم خیالت ، نمی برد خوابم
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق سرگشته ، روی گردابم!
تو در کدام سحر ، بر کدام اسب سپید؟
تو را کدام خدا ؟
تو از کدام جهان ؟
تو در کدام کرانه ، تو از کدام صدف ؟
تو در کدام چمن ، همره کدام نسیم ؟
تو از کدام سبو ؟
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه !
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین ، آه !
مدام پیش نگاهی ، مدام پیش نگاه !
کدام نشئه دویده ست از تو در تن من ؟
که ذره های وجودم تو را که می بینند
به رقص می آیند !
سرود می خوانند!
صــدایـت را مــی خـــواهم
تــا مــوســیقی ســکوت لــحظه هــایــم بــاشــد
نگاهت را می خواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد
وجــودت را مــی خــواهم تــا گــرمــای قــندیل آغـوشــم بـاشد
خیالت را می خواهم تا خاطر لحظه های فراموشم باشد
دستها یت را می خواهم تا نوازشگر اشکهایم باشد
و تــنهـا خــنده هــایــت را مــی خــواهـم تـــا
مرحم کهنه ی زخمهای زندگی ام باشد
آری تنها تو را می خواهم
مـــــن
از تمامـ ــ آسمـــان
یکــــ بــــاران را میخواهمـــــ ...
و از تمــــام زمیــــن
یکـــ خیابانـــــ را...
و از تمــ ــامـ ـ تـــ ــو
یک دستـــــ
که قفــــل شده در دستـــ مـــــن
چـقـــ ــدر خـوبــهــ . . .
یـکـــ ـی بـــ ـاشـهـ ..
یـکــ ـــی بـــ ــاشـهـ کـــه بـغـلـتـــ کـنــــهـ . . .
سـرتـــ ــو بـــ ــزاری روی قلبش...
آرومــ ـتــ کـنــ ــــهــ . . .
حـُــ ــرم نـفـس هــ ـــاش تـنـتـــ ُ داغ کـنــ ـــهــ . . .
عـطـر دسـتـــ ــاش مـوهـاتــ ـــو نـوازش کـنــ ـــهــ . . .
چـقــ ـــدر خـوبــ ــهــ . . .
چـقـــ ـدر خـوبـــ ـهـ کــ ــهـ آرومـ دمـ گـوشـ بــگــ ـــهــ ...
عزیــ ـزمــ دوستـــ دارمـــ ....
تبادل لینک
هوشمند
برای
تبادل لینک
ابتدا ما را با
عنوان وبلاگ
عاشقانه
و آدرس
sohananas.LXB.ir
لینک نمایید
سپس مشخصات
لینک خود را در
زیر نوشته . در
صورت وجود لینک
ما در سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 40
بازدید هفته : 119
بازدید ماه : 115
بازدید کل : 153496
تعداد مطالب : 192
تعداد نظرات : 27
تعداد آنلاین : 1
کد حرکت متن دنبال موس
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
√ کد آیکن کنار نوار آدرس
شارژ شاپ
خرید شارژ ایرانسل+هدیه
عماد گرافیست
»تبلیغات شما در اینجا«
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
کد حرکت متن دنبال موس
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
کد حرکت متن دنبال موس …………………♥..♥
***********صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 7 صفحه بعد